کلاسم تموم شده و برمی گردم اتاقم. وسایلم رو از تو کیفم دونه دونه درمیارم و می چینم روی میز کارم. جعبه عینک... جامدادی... دفترچه یادداشت... هویج های تیکه شده برای میان وعده و دفتردستک های مربوط به کارهای در حال انجام. همزمان ایمیل م رو چک می کنم که یه ایمیل کوچولو از اکرم می بینم. دلم گرم میشه. آخر ایمیل قبلی خودم نوشته بودم دلم برات تنگ شده. و به این فکر می کنم که این روزها دلم برای چند نفر تنگ شد
برچسب: برات,
نویسنده: کاوه یوسفی
تاريخ: پنجشنبه
23 شهريور
1396 ساعت: 13:02